در زیر قطرات خیس باران...چه زیباست در کنار تو بودن...
در هجوم خشم رگبار...در آغوش تو بودن
بر روی تن خیس این چمنزار...بوسه ای چیدن از لبان تو...
درون هر سبد پر کرده ام...شاخه شاخه سرخی داغ لبان تو...
ببار باران ، ببار و شوری بر پا کن ...
تن ما را با قطره های خود بوسه باران کن..
بشور از تن ما تمام آه و نفرین ها...
که دیگر نیست در ما نشانی از جدایی ها...
برفته از درون ذهن من خیسی باران گویـی ...
گرمی لبهای توست که میبرد هوش از سرم گویی...
من این اغوش نازت را دوس دارم ...
با تو بودن را دوست دارم..بوسه هایت را دوست دارم...
پس نگیر از من...
نگیر از من بودنت را...
آغوش مهربانت را...
دانه دانه بوسه هایت را...
:: موضوعات مرتبط:
,
,
:: برچسبها:
باران ,
|
امتیاز مطلب : 217
|
تعداد امتیازدهندگان : 45
|
مجموع امتیاز : 45